نقد فیلم «خانه دختر»

نقد فیلم «خانه دختر» به کارگردانی شهرام شاه حسینی

آنام: «خانه دختر» فیلمی به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی، نویسندگی پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی محمد شایسته و با بازی حامد بهداد، باران کوثری، پگاه آهنگرانی و رعنا آزادی‌ور محصول سال ۱۳۹۳ است.

خلاصه داستان فلیم «خانه دختر»:

 داستان دو دختر دانشجوست که به دنبال کشف راز مرگ هم دانشگاهی خود، درست در روز پیش از مراسم عروسی اش هستند. در همین بین پدر دختر فوت شده قصد دارد خانه کوچکشان را زیر قیمت بفروشد تا زودتر از محله و نگاه سنگین مردمانش فرار کند و داماد در جستجوی فهمیدن گذشته دختر فوت شده 

 

«خانه دختر» یکی از بهترین و متفاوت ترین فیلم های جشنواره سی و سوم است. تقریباً قابل پیش بینی است که فیلمنامه ای از پرویز شهبازی تا چه حد می تواند رئالیستی و درعین حال پرکشش از آب درآید. به لحاظ موقعیت کاراکترهای داستان و فضاسازی، فیلم دور از ساخته های شهرام شاه حسینی و بسیار نزدیک به آثار پرویز شهبازی است.

موقعیت دختران دانشجو و نوع روابط آنها یادآور موقعیت مریم در فیلم «دربند» است، اما برخلاف «دربند» که در آن بحران آنچنان جدی و دردناک نیست و داستان بیشتر بر پایه شخصیت هایش بنا شده است در «خانه دختر» این بار از همان آغازین لحظات درام، شاهد یک گره افکنی اساسی در فیلم هستیم که تا لحظات پایانی فیلم پاسخی به آن داده نمی شود و همین مسئله کشش فیلم را دوچندان می کند. گره داستان بسیار هوشمندانه و غیرقابل پیش بینی است و مخاطب را دچار غافلگیری میکند.

پیشرفت روایت و نقش هر یک از شخصیت های اصلی داستان در آشکار شدن بخشی از ماجرا و گشوده شدن بخشی از گره داستان به خودی خود از دیگر نکات مثبت فیلم است. شخصیت پردازی قوی فیلم و اینکه هر یک از این شخصیت ها پیشینه ای دارند از مهم ترین ویژگیهای فیلمنامه است. اجزای درام آن قدر هوشمندانه طراحی شده اند که مخاطب بر صندلی خود میخکوب می شود و در انتظاری جانکاه به سر می برد تا دریابد علت مرگ سمیرا (رعنا آزادی ور) چه بوده است. بازگشت به گذشته و مرور وقایع اتفاق افتاده به جذابیت بیشتر داستان کمک می کند. تعلیقی که در فیلم ایجاد می شود مخاطب را به یاد معمای مرگ الی در فیلم «درباره الی» اصغر فرهادی می اندازد.

شاه حسینی دست بر موضوع حساسی گذاشته است و تا مرز خطوط قرمز به جلو رفته است، اما بهتر آن بود که حالا که کارگردان با چنین ظرافتی پیش رفته در پایان نیز به گره گشایی خود جلای بیشتری می بخشید و مخاطب را با ابهام در درک درست واقعه تنها نمی گذاشت. نباید از یاد برد که اصغر فرهادی نیز در «درباره الی» تا حدودی مخاطب را دچار تعلیق می کند و این ابهام تا پایان با او باقی می ماند اما او در بخش هایی از فیلم با کاشت اطلاعات بروز چنین ابهامی را منظقی می کند و پاسخ به سوالات مخاطب را در دل آن اطلاعات قرار می دهد، اما به نظر می رسد در «خانه دختر» برخی جزییات داستان دچار ابهام ها و معماهایی هستند که تا پایان نیز پاسخ درستی به آنها داده نمی شود، از جمله آنکه چرا پدر سمیرا (بابک کریمی) از همان ابتدا سعی دارد مسئله مرگ دخترش را مسکوت نگاه دارد و تلاشی برای فهم و درک ماجرا نمی کند؟

 

 

در بسیاری از صحنه های فیلم اشاره بر پاکدامنی و نجابت سمیرا می شود (مثلاً سرایدار خانه ، مدیر تالار عروسی، دوستان همکلاسی او و …) بارها بر این مسئله تأکید می ورزند پس چرا در نهایت او دست به خودکشی می زند؟ آیا واقعاٌ سمیرا با آنچه دیگران از او می گویند تفاوت دارد یا اتفاقی در برهه ای از زندگی نجابت وی را خدشه دار کرده است؟! آیا مثلاً این امکان وجود دارد که دختر پس از مرگ مادرش مورد تعرض از سوی پدر واقع شده باشد؟ (رخدادی که البته به سبب سانسورهای شدید فیلم دیگر نشانه بارزی از آن در فیلم باقی نمانده است) حتی ابه احتمال زیاد انتخاب نام «خانه دختر» نشانه ای است بر این مسئله که اتفاقی در همان خانه محل زندگی برای دختر روی داده است و درواقع همان خانه است که منشا نگون بختی او بوده است، خانه ای که حتی خواهر کوچکتر سمیرا نیز در آن با خیال آسوده زندگی نمی کند و ترسی همیشگی در رفتار و نوع نگاهش موج می زند… اینها پرسش هاییست که برای تماشاگر چنین فیلمی پیش می آید و فیلمساز موظف بود با نشانه گذاری های صحیح و کاشت اطلاعات کافی در گذشته دختر و بخش هایی از فیلم این ابهامات را برطرف کند.

 

 

از دیگر اشکالاتی که بر فیلم وارد است، حذف و خروج ناگهانی شخصیت پریسا (پگاه آهنگرانی) از داستان است. خروج بهار (باران کوثری) از داستان با بازگشت او به شهرش برای تعطیلات منطقی است، اما پریسا که به نظر مصرتر و باهوشتر از بهار می رسد و می تواند نقش مهم تری در کشف راز مرگ دختر داشته باشد به ناگاه از داستان پاک می شود. بازیهای خوب فیلم از دیگر عناصر مثبت آن است. هیچ بازی بدی در فیلم به چشم نمی خورد. حتی فرعی ترین بازیگران در فرعی ترین نقش ها نیز درست در جای خود قرار گرفته اند و همسان با دیگر بازیگران فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. حامد بهداد بازی درونی زیبایی از خود ارائه می دهد که موجب مرموزتر شدن کاراکتر منصور می شود و حتی تا میانه های فیلم این تردید برای مخاطب به وجود می آید که آیا او در قتل دختر دست داشته است؟! آیا ممکن است او راز مرگ دختر را بداند؟! همچنین رویا تیموریان در همان چند سکانس یکی از بهترین بازی های دوران بازیگری خود را برجای می گذارد. او ایفاگر نقشی متفاوت است و از عده آن بخوبی برمی آید. پگاه آهنگرانی و بابک کریمی نیز بازی های خوبی دارند و می توان بی تردید «خانه دختر» را یکی از بهترین فیلمهای این دوره جشنواره به لحاظ بازیگری دانست. درباره «خانه دختر» می توان صفحه ها نوشت. فیلمی که یکی از قوی ترین فیلمهای جشنواره تا به امروز بوده است اما نوشتن مفصل تر را باید به زمان اکران عمومی فیلم موکول کرد.

منتقد: میثم کریمی  

 «خانه دختر » دربرگیرنده سوژه ای است که امروزه کمتر می توان نشانه هایی از آن در سطح اجتماع یافت. حتی با اینکه سوژه اصلی فیلم در « خانه دختر » جامعه سنتی ایران است، اما به نظر می رسد که حتی جامعه سنتی هم سالهاست از آنچه که در فیلم به نمایش در می آید گذشته اند و بحث معاینه پزشکی دختر قبل از ازدواج، موردی منسوخ شده تلقی می گردد. با اینحال شاید اگر جغرافیای فیلم تغییر می کرد و داستان در ناکجا آبادی که نشانی از جامعه متمدن در آن به چشم نمی خورد روایت می شد، می توانستیم بیشتر با جزئیات داستان همراه شویم اما قصه اصلی « خانه دختر » به دور از واقعیت های امروز جامعه است.

به هرحال، فیلم با مرگ عروس آغاز می شود و تعلیق مناسبی را ایجاد می نماید و مخاطبش را تشنه یافتن حقیقت و دلایل مرگ عروس نگه می دارد. داستان که آغاز می گردد، ما شاهد تلاش دو دوست سمیرا برای یافتن حقیقت درباره مرگ وی هستیم و اینکه احتمالاً خواهر او اطلاعات ارزشمندی از اتفاقات رخ داده دارد. فیلم با چنین مقدمه ای به سراغ حل پازل های زندگی سمیرا می رود تا مخاطب به تصویری از صحیح از واقعیت های زندگی او دست یابد. اما در این بخش حفره های فیلمنامه کم نیستند و مخصوصاً بسیاری از شخصیت های داستان از جمله خواهر، علی رغم آنکه به نظر می رسد باید نقش کلیدی در داستان ایفا نمایند، بی خاصیت و مبهم به حال خود رها شده اند تا در بخش تعلیق و روایت، « خانه دختر » حرف چندانی برای گفتن نداشته باشد؛ البته این نکته را نادیده نگیریم که فیلم برای اکران با حذفیاتی مواجه شده است.

نگاه فیلمساز به شخصیت اصلی داستان نیز می تواند عاملی برای ضعف اثر باشد. نگاه ضعیف و سنتی که به سختی می توان نمونه امروزی برای آن یافت. در واقع شاید سمیرا ما به ازای اجتماعی چندانی در جامعه امروز ایران نداشته باشد. شاید بهتر می بود فیلمساز به جای آنکه سمیرا را تا این حد ضعیف و بی دست و پا نشان دهد، کمی استقلال فکری را در پرداخت او در نظر می گرفت تا بدین حد این شخصیت تا این حد منفعل به نظر نرسد. او مانند زنان دهه هفتاد سینمای ایران، توهین های فراوانی می شنود اما به جای مقابله با این حجم از بی فرهنگی و توهین ها، آن را در خود می ریزد و سخن نمی گوید. شخصیتی که شهبازی در « خانه دختر » خلق کرده حقارت بی انتهایی دارد که مخاطب تنها یک گزینه خواهد داشت و آن آنکه برای او دلسوزی اجباری نماید!

در این بین اما فیلم بازیهای نسبتاً خوبی دارد که می تواند مخاطبش را راضی نماید. بازی کنترل شده حامد بهداد خبر خوبی برای تماشاگر فیلم است و البته بازی خوب پگاه آهنگرانی که پس از مدتها یک بازی خوب را از او شاهد هستیم. پردیس احمدیه نیز که سال گذشته فیلم موفق « لاک قرمز » را از او شاهد بودیم، در اینجا نیز علی رغم ضعف شخصیت پردازی اش، بازی خوبی از خود به نمایش گذاشته است. رعنا آزادی ور که البته سوژه اصلی فیلم است، تقریباً همان شکل و شمایلی را به نمایش گذاشته که اغلب از او در سینما شاهد بوده ایم یعنی دختری ساکت و آرام که به جای اعتراض، خودخوری می کند! بابک کریمی نیز در نقش پدر، پذیرفتنی است.

« خانه دختر » اثر جسوری است و این را می توان در موضوعات مطرح شده در فیلم که همگی به شک و تردید در رابطه قبل از ازدواج می گذرد مشاهده نمود، اما رویکرد فیلمساز برای پرداخت به این موضوعات چه بوده ؟ فیلم در پرداخت سوژه و گره گشایی دچار ضعیف بوده و از این جهت روایت شلخته ای دارد. از سوی دیگر نمی تواند شخصیت بسازد و برای تبدیل اثر به یک ملودرام اجتماعی، هر بلای ممکن را که می شد به راحتی حل و فصل کرد، به سر سمیرا می آورد و با سکوت و فرار سمیرا به یک بحران تبدیل می کند. بحرانی که تبدیل به معضل اجتماعی نمی شود و به نظر می رسد بی خود و بی جهت در حال کِش آمدن است.

 در سینمای اجتماعی امروز، نیاز به پرداختن جسورانه به تفکرات غلط سنتی و به تصویر کشیدن مبارزه با آن، نیاز مهمتری می باشد تا به تصویر کشیدن انواع و اقسام تفکرات پوچ و سنتی ( طبق آنچه که در فیلم روایت می شود ) و عدم مبارزه برای نابودی آن. سینمای امروز ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تا آثاری را به خود ببیند که در آن تفکرات اشتباه سنتی در آن مورد چالش قرار می گیرند تا جامعه آن را دیده و نسبت به برخورد با آن مصمم شود. اما رویه رایج سینمای ایران که ساکت ماندن جنس زن در مواجه به تفکرات اشتباه سنتی و در نهایت دست و پا زدن و تقلا برای زندگی اش است، خیلی کارایی مشخصی به جز خریدن ترحم ندارد.