نقد و بررسی فیلم سینمائی لازانیا

 

 

پایگاه خبری نمانامه: فیلمهای ژانر کودک اصولا در مخاطب شناسی خود از یک مشکل بزرگ رنج می برند و آن اینکه بدون توجه به بزرگسالان به عنوان همراهان کودکان و عامل اصلی حضور آنان در سالنهای نمایش دهنده فیلم ساخته می شوند. در واقع گاه چنان ساده انگارانه ساخته می شوند که حتی مخاطب کودک و نوجوان امروز هم جذب آنها نمی شود، چه رسد به اینکه تماشاگر بزرگسال حس کودکانه اش تلنگری بخورد.
«لازانیا» کمدی سرگرم کننده، جمع و جور و بی ادعای حسین قناعت به تهیه کنندگی احمد احمدی سال گذشته ساخته شد و از حدودیک ماه پیش روی پرده رفته است. جواد رضویان که در سینما کمتر موفق بوده و بیشتر به عنوان چهره پرطرفدار طنزهای تلویزیونی چند سال پیش شناخته می شود، در کنار انبوهی از کمدین های قاب کوچک در این فیلم حضور پررنگی دارد. جدا از بهنوش بختیاری، نفیسه روشن، رضا ناجی، یوسف صیادی، اصغر سمسارزاده،ساعدهدایتی، رضا رویگری ، عباس محبوب، محمد شیری و علی کاظمی به عنوان بازیگرانی تلویزیونی، ارژنگ امیرفضلی با گریم بامزه زنانه و زن پوشی اش توجه ها را در فیلم به خود جلب کرده. فیلم اگرچه داعیه کودک دارد، اما وجه کمدی و اشارات و کنایات بزرگسالانه در آن پررنگتر هستند. با این حال آنچه از سالنهای نمایش دهنده مخابره می شود، نشان از علاقه مندی مخاطبان کودک و نوجوان نیز دارد.
بویژه آنکه پارسیا شکوری هنرپیشه کودک فیلم بخوبی در رویارویی با بازیگران بزرگسال و باتجربه هماهنگ است و اسیر بازی آنان نمی شود.
فروش فیلم که بعد از حدود یک ماه از مرز دو و نیم میلیارد هم گذشته، آن هم با توجه به عدم همراهی برخی نهادهای صاحب سینما و تبلیغات محدود فیلم نشان از آن دارد که سینماروها از آن بدشان نیامده؛ هرچند شاید شناخت درستی از آن نداشته اند. چرا که در غیر این صورت فیلم به مراتب بیشتر می فروخت.
حسین قناعت در «لازانیا» با فیلمنامه ای ساده با تم تکراری جا به جایی که خودش به همراه تهیه کننده نوشته اند، تلاش کرده فیلمی کمدی فانتزی بسازد که اعضای یک خانواده بتوانند با خیال راحت در کنار هم تماشایش کنند و نگران حرفهای ناشایست و شوخیهای آنچنانی هم نباشند.
همه چیز در جغرافیایی ساده و بعضا کلیشه ای روایت می شود که برای خنداندن تماشاگرش کار محیرالعقولی نمی کند. تلاش شده قضیه زن پوشی امیرفضلی بستری برای ایجاد شوخیهای غیراخلاقی نباشد و حرمت ها حفظ شود. حتی در مواردی مثل معجون درست کردن و خوردن آقای ناظم که پیشتر نمونه بهترش را در «نهنگ عنبر۲» دیده ایم و یا قضیه لمس دستهای ناظم و به اصطلاح خاله پارسیا، ماجرا به طرز غیر حساسیت برانگیزی دنبال می شود.
اتفاق به شیوه دم دستی اش در فیلم حرف اول را می زند و تم کمدی آن موجب شده تا نویسندگان و کارگردان چندان در بند منطق و توجیه عِلی و معلولی نباشند که جایشان هم در چنین فیلمی نیست و شاید حتی تماشاگر آنرا پس بزند.
«لازانیا» به عنوان اسم فیلم هم شاید بیشتر نوعی شیک پوشی و تنوع برای جذب کنجکاوی تماشاگر باشد و کارکرد چندانی در روایت ندارد.
شخصیت در فیلم بشدت محدود است و سعی بر نوعی تیپ سازی اغراق آمیز برای ایجاد موقعیت کمیک است.
در هر حال «لازانیا» به عنوان یک کمدی متوسط عامه پسند می تواند در آخر هفته انتخاب نسبتا مناسبی برای یک خانواده باشد که والدین آن حواسشان به بدآموزیهای سایر کمدیها برای بچه ها هست.